یکشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۹۷

آب یا گندم

گندم محصول استراتژیکی میباشد که همیشه در معادلات بین الملی نقش مهمی داشته و از دیرباز مورد توجه دولتها و حاکمان برای نشان دادن قدرت استقلال و اقتصادیشان میباشد.اما در این مقال به این موضوع میپردازیم که در شرایطی که دچار کمبود آب و بحران کاهش منابع ابی هستیم، آیا همچنان گندم محصول استراتژیک به حساب میاید و یا خیر.

دبیرکل کانون انجمن‌های صنایع غذایی ایران با اشاره به مصرف بالای گندم در ایران گفت: این دانه با مصرف سرانه ۱۷۰ کیلوگرم در سال، سهمی مهم در تامین غذای مردم ایران و گندم به‌طور میانگین ۴۰ تا ۵۰ درصد از کالری و نیمی از پروتئین  مورد نیاز ایرانیان را تامین می‌کند. با توجه به جمعیت ۸۰ میلیونی کشور، رقم سالانه حدود ۱۳ میلیون تن نیاز گندم کشور میباشد.

حدود ۶.۲ میلیون هکتار در کشور به کشت گندم اختصاص دارد که بیش از ۵۰ درصد کشت کشور را به خود اختصاص میدهد. از این میزان ۳۵ درصد کشت به کشت ابی اختصاص دارد و ۶۵ درصد به کشت دیم. ولی در میزان تولید دقیقا برخلاف این ارقام ۷۰ درصد تولید گندم به کشت ابی بستگی دارد . بر اساس ادعای مشاور وزیر کشاورزی، آقای اسماعیل اسفندیاری، امسال میزان تولید گندم کشور حدود ۱۲.۵ میلیون تن میباشد که به گفته ایشان به مرز خودکفایی رسیده است
این میزان تولید گندم در کشور با قیمت خرید تضمینی ۱۴۶۳۰ ریال از کشاورزان خریداری خواهد شد، یعنی مبلغ  ۱۸۲۸۷۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال  
برای تولید هر کیلو گندم به طور میانگین  رقم ۱۵۰۰ لیتر یا ۱.۵ متر مکعب آب استفاده میشود. اگر تنها این میزان را برای تولید کشت ابی گندم محاسبه کنیم، به رقم   ۱۳۱ میلیارد متر مکعب میرسیم
راندمان مصرف آب در بخش کشاورزی حدود ۳۰ درصد میباشد که این به معنی هدر رفتن سالانه حدود ۹۰ میلیارد متر مکعب آب است .

 قیمت جهانی گندم به طور میانگین حدود ۲۴۰ دلار هر تن میباشد ، یعنی هر کیلو حدو ۲۴ سنت میباشد که اگر با رقم دلار ۴۲۰۰ تومن محاسبه شود ، هر کیلو خرید گندم حدود ۱۰۶۰۰ ریال خواهد بود. یعنی چهارصد تومن کمتر از خرید تضمینی .

حال با توجه به نیاز ابی شدید کشور، هزینه های انجام شده و تولید حدود ۸.۵ میلیون تن گندم ابی  ، میتوان نتیجه گیری کرد که تا زمانیکه راندمان مصرف آب در کشور حداقل به ۶۰ درصد نرسد ، تولید گندم به روش ابی در داخل کشور نه تنها صرفه اقتصادی ندارد، بلکه ضرر اقتصادی، زیست محیطی و افزایش خشکسالی را شامل میشود. در واقع در ایران بایستی حدود ۴ تا ۵ میلیون تن گندم از منابع کشت دیم تامین شود و مابقی بصورت واردات تامین شود که هم عملا وابستگی استراتژیکی به گندم وارداتی را کاهش میدهد و هم کشور را دچار تنش ابی نمیکند.

منتشر شده در کیهان لندن 
https://kayhan.london/fa/1397/03/23/آب-یا-گندم



یکشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۹۷

قدم اول ، ریاضت ابی

این خیلی خوب هست که همه ما دربرابر انواع اتفاق ها، بحران ها و ... موجود در ایران منفعل نیستیم واکنش نشان میدهیم و سعی در چاره اندیشی و کمک به ان را داریم، اما یادمان میرود که ما متخصص همه چیز نیستیم و در بیشتر موارد بجای کمک به حل آن ، با انتشار اطلاعات غیر واقعی وغیرعلمی ، بر شدت ان می افزاییم
بحران آب که حال تبدیل به معضل منطقه ای شده و دارد به سمت تبدیل شدن به یک بحران اجتماعی میشود، نیز از این قائده مستثنی نیست. ورود شورای امنیت ملی به این بحران هم نشانه خوبی میتواند باشد که این بحران در سطوح عالی نظام در حال بررسی است اما بهتر بود که به کارشناسان آب و محیط زیست سپرده میشد و این ورود شورای امنیت ملی متاسفانه به تشدید بحران خواهد انجامید و چه بسا فعالین در این زمینه را تبدیل به افرادی خواهد کرد که علیه امنیت ملی اقدام کرده اند. یعنی باز بحران در بحران در بحران
واقعیت این است که ما هم اکنون با تراز منفی آب روبرو هستیم و تا زمانی که نتوانیم این تراز را با مصرف بهینه و مدیریت منابع ابی و آبخیزداری صحیح به سمت صفر و مثبت هدایت کنیم، مجبور به ریاضت های کشاورزی و صنعتی در مصرف آب هستیم.
این ریاضت ها میتواند شامل قطع تولید محصولات غیراستراتژیک و پر مصرف (ابی) در کشاورزی تا تعطیلی بخشی از زمینهای زیر کشت مخصوصا زمینهایی با آبیاری سنتی پیش رود.
بایستی تعارف ها کنار گذاشته شود و حال که شورای امنیت ملی وارد کار شده، حداقل از کارشناسان کشاورزی، آب و محیط زیست مشورت گیری نماید و در جهت حل علمی و فنی این بحران اقدام کند وگرنه تصمیمات سو، مجددا هم هزینه هایی را تحمیل خواهد کرد که در عمل بی نتیجه خواهند بود و هم به تشدید بحران های مهاجرتی و اجتماعی دامن خواهد زد.
توضیح عکس: تالاب قوریگل در ۳۰ کیلومتری جنوب شرق تبریز - ایران که ۹۰ درصد ان خشک شده است.




جمعه، خرداد ۱۸، ۱۳۹۷

کشت فراسرزمینی ، آری یا نه

چاره کوتاه مدت جبران کمبود محصولات کشاورزی درنبود منابع کافی آبی ، کشت فراسرزمینی نهاده های استراتژیک و حیاتی میباشد.
اما سالهاست که این سیاست به همان دلیل اصرار بر خودکفایی ملی در هر زمینه ، به فراموشی سپرده شده که موجب فرسایش بیش از حد خاک و افزایش غیر منطقی مصرف آب انهم به روشهای اشتباه و بدون بازده اقتصادی بوده است.
حال خبر میرسد کمسیون کشاورزی مجلس در حال بررسی طرحی هست که به موجب ان بتوان برای مثال در کشور برزیل نهاده های دامی را تولید و به ایران انتقال داد.
انتخاب کشور برزیل برای این طرح نه به صلاح اقتصادی است و نه به صلاح کشاورزی ما میباشد. اما چرا ؟
۱- برزیل خود یکی از برگترین کشورهای تولید و صادر کننده نهاده های کشاورزی میباشد. عملا سرمایه گذاری در ان کشور برای تولید فرا سرزمینی که یقینا برای سرمایه گذار خارجی ( که در اینجا ایران سرمایه گذار خارجی حساب میشود) به ضرر ان تمام خواهد شد. زیرا هم مجبور به رقابت برای پایین نگهداشتن هزینه های تولید با آنها هستیم که بسیار سخت خواهد بود، انهم با مدیریت ناکارامدی که داریم تقریبا غیر ممکن هست، و هم دورترین نقطه در جهان را با توجه به اینکه کشورهای مستعد تر برای چنین عملیاتی در نزدیکی ایران هستند انتخاب کرده ایم که عملا هزینه های حمل و نقل را افزایش میدهد.
۲- سابقه چند ساله چنین طرح هایی در کشور نشان داده است که اینطور هم نیست که این کشور بدون دلیل انتخاب شده باشد. در واقع این طرح نه به دنبال کشت فراسرزمینی هست و نه به فکر وجود بحران شدید آب در کشور. کشور برزیل میتواند به عنوان فروشنده چنین نهاده هایی برای کسانی که قصد دلالی و سود بردن از ان را دارند انتخاب شود. یعنی در اصل در ابعاد بسیار کوچک چنین طرحی اجرا میشود و مابقی از تولید کنندگان برزیلی که طبیعتا با هزینه های بسیار کمتری تولید میکنند خریداری شده و دوباره به ایران فروخته میشود.
۳- از نظر کارشناسی کشاورزی و اقتصادی ، میتواند سرزمین های مناسبتری برای کشت فراسرزمینی انتخاب کرد که هم آب فراوان ، هم نیروی کار ارزان و هم فاصله نزدیکی برای انتقال به کشور را دارد.
۴- ما مجبور به تولید همه چیز نیستیم، میتوانیم بخش هایی که بسیار قدرتمند هستند در ایران مانند باغداری، گیاهان دارویی و یا حتی تولیدات دریایی را به جای اجاره دادن به کشورهای دیگر، خودمان سرمایه گزاری کنیم و آنها را تبدیل به بخش ارز آور کنیم و نیازمندیهای کشور را مستقیم از تولید کننده های بزرگ و با کیفیت خریداری نماییم.
لینک خبر مربوطه
http://www.irna.ir/fa/News/82934827

جمعه، مرداد ۱۳، ۱۳۹۶

کشاوزری به قیمت خشکسالی

در کشور هایی مانند ایران که هنوز ۸۰ درصد تولیدات کشاورزی  ان  کاملا برپایه های سنتی ایستاده است و کشاورزان معمولا چرخه تولید چند ساله خود را سالهاست به همان ترتیب انجام میدهند، بیشترین فرسایش آب و خاک  و در نتیجه محیط زیست را بوجود میاورد.
کشور ما در منطقه نیمه خشک جهان قرار دارد و در واقع پاشنه آشیل اقتصاد و تولید کشاورزی  ما  همانا آب است. حال انتخاب و تولید محصولاتی که با راندمان کم و یا با ذخیره زیاد آب رشد میکنند چه مشکلاتی را میتواند به وجود آورد . سیاست آب مجازی در کشور ما طوری است که در تولید محصولات صنعتی یا کشاورزی ارزش میزان آب مصرف شده برای به ثمر رسیدن آن‌ها برآورده نمی‌شود و در حالیکه از عمر توجه به آب مجازی در سیاست ‌گذاری های کشورهای توسعه یافته حدود ۳ دهه می‌گذرد ولی این روزها به تازگی خبر از توجه به آب مجازی در برنامه توسعه ششم کشور ما به گوش می‌رسد این در حالی است که وضعیت. مصرف آب در صنعت نیز شرایط مشابهی دارد، برای مثال تولیدات صنعتی محصولی  نظیر فولاد در مناطقی راه‌اندازی شده‌اند که آن محدوده آب کافی و متناسب با  فعالیت این صنایع در اختیار ندارد و این صنایع با شروع تولیدات خود منطقه‌ای را بیشتر از قبل با بحران بی‌آبی یا کم‌آبی مواجه کرده‌اند.
رجائی مدیر عامل مرکز خواهرشهرهای ایران در این‌باره اظهار داشت: مصرف سالانه آب برای فولاد مبارکه اصفهان بالغ بر ۶۰ میلیون متر مکعب و معادل یک سد است و بر اساس اصول آمایش سرزمینی ، تولیدات صنعتی نظیر فولاد باید به مناطقی منتقل شود که منابع آب کافی در اختیار دارند.
 در شرایطی که تیر پیکان خشکسالی ایرانیان را هدف قرار داده همچنان این آب اندک و با ارزش، صرف تولید محصولات کشاورزی با ارزش افزوده کم و یا راندمان کم می‌شود. این موضوع نشان می‌دهد رویه تولیدات کشاورزی در کشور ما به سمت تولید ارزان ترین و پرآب بر‌ترین محصولات حرکت کرده و البته این محصولات بیشترین سهم صادرات را نیز به خود اختصاص داده است. با وجود بحران کم آبی در ایران و با وجود آنکه ۹۲ درصد منابع آبی تجدید پذیر در بخش کشاورزی مصرف می‌شود تولید میشود.  برسی تنها سه محصول از تولیدات عمده پرمصرف آب این اشکالات را نشان میدهد.
1-  هندوانه
یکی از محصولاتی که کاملاً سنتی و بدون برنامه جامع کشت می‌شود هندوانه است که با توجه به میزان آب بری بسیار بالا، بحران آب و قیمت پایین منطقه‌ای این محصول هیچ توجیهی برای تولید و صادرات آن وجود ندارد. برای تولید هر کیلو هندوانه که به عنوان یکی از محصولات پر آب کشاورزی محسوب می‌شود به طور میانگین ۳۰۰ لیتر آب استفاده شده و با تولید در هر چهار فصل؛ به عراق، امارات متحده عربی و کویت صادر می‌شود ولی با اینکه ایران در بحران کم‌آبی به سر می‌برد ارزش واقعی آب مصرف شده در کشت این محصول پر آب در نظر گرفته نمی‌شود.
علیرضا رجائی مدیر عامل مرکز توسعه خواهرشهرهای ایران در این‌باره معتقد است: طبق آمار وزارت جهاد کشاورزی، ایران با تولید سالانه بیش از ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تن هندوانه در رتبه چهارم جهان قرار داشته و با صادرات ۱۰۰ هزار تن هندوانه سالانه بیش از ۵۰ میلیارد متر مکعب آب به خارج از کشور بدون در نظر گرفتن قیمت و ارزش آب صادر می‌شود.   
2-  خیار
برای تولید یک کیلوگرم خیار حدود ۲۰۰ لیتر آب مصرف میشود .

در جدول زیر میانگین مصرف آب برای تولید هر کیلوگرم از محصولات و تولیدات عمده کشاورزی را مشاهده میکنیم.



3-  سیب زمینی
براي توليد هر كيلو سيب‌زميني با راندمان آبياري صد‌درصد ۴۰۰ ليتر آب لازم است اما با راندمان آبياري ۴۰ درصدي بيش از ۸۶۰  ليتر آب نياز است. سالانه ۴.۵  تا پنج ميليون تن سيب‌زميني در ايران توليد مي‌شود كه تقريبا مازاد مصرف كشور بوده و به دليل نداشتن الگوي كشت اين محصول هرساله با مشكل بازار مصرف مواجه است، چرا كه در سالي با افزايش قيمت مواجه شده و در ويترين مغازه‌هاي ميوه‌فروشي جاي مي‌گيرد و سال بعد به دليل افزايش سطح زير كشت آن از سوي كشاورزان با افزايش و مازاد توليد مواجه مي‌شود؛ به‌طوري كه در زمين مي‌ماند و حتي برداشت آن توجيه اقتصادي ندارد.
اين درحالي است كه براساس نياز آبي گياه و سند ملي آب، براي كشت هر هكتار سيب‌زميني ۱۰ هزار مترمكعب آب لازم است كه البته اين ۱۰ هزار مترمكعب آب به صورت كامل جذب نمي‌شود و بر اساس اعلام معاونت آب و خاك وزارت جهاد كشاورزي ضريب راندمان آبياري در كشاورزي ايران ۳۵ تا ۴۰ درصد است.
بر اين اساس براي هر هكتار زمين سيب‌زميني ۴۰ هزار مترمكعب آب لازم است.
اين در حالي است كه بهاي هر مترمكعب آب پشت سد‌‌ها و آب تنظيم‌شده ۷۰۰ تومان بوده اما آب‌ مصرفي براي توليد سيب‌زميني از آب سفره‌هاي زيرزميني تامين مي‌شود كه ارزش بسيار بالا‌تري دارد و كيفيت آن در حدي است كه آب‌هاي معدني و خوراكي از آن استحصال مي‌شود.
كشاورزي در چنين شرايطي بدون داشتن الگوي كشت و مصرف بي‌ حساب و كتاب آب باعث شده كه ۳۰۰  دشت و سفره آب زيرزميني، زاينده‌رود، اروميه و... خشك شود چراكه سفره آب زيرزميني و برداشت آب از اين چاه‌ها بررسي نمي‌شود و متولي ندارد كه چه ميزان آب از سفره‌هاي زيرزميني و چاه‌ها استحصال مي‌شود. اين درحالي است كه اين محصولها به صورت مازاد مصرف هم توليد مي‌شوند و در انبار‌ها روي دست كشاورز مي‌ماند تا شايد بازار مصرف داخلي يا خارجي داشته باشند كه البته به اعتقاد كارشناسان حتي اگر اين محصولات  به بهترين قيمت صادر شود، باز هم ارزش اقتصادي ندارد، چرا كه در قالب آب مجازي صادر مي‌شود.