چهارشنبه، مرداد ۳۰، ۱۳۹۲

کمدی اربابان دموکراسی

بزرگی میگفت  دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ما

به زبان خودمانی تر   همه چیزمان به هم باید بخوره

در طی این چند سالی که علاوه بر ظلم و استبداد در ایران ، بی اخلاقی نیز در میان رجل سیاسی بسط و گسترش پیدا کرده و هر روزه شاهد تهمت زدن ها از سوی گرداندگان حکومت و دولت و مجلس جمهوری اسلامی به یکدیگر هستیم و ادبیات لمپنیزم و چاله میدانی نیز در بین این افراد تبدیل به نقل و نباط هر گفتگویی شده است ، شاهد یک جریان فکری جدیدی هستیم که می گوید یا با مایی یا بر ما ، آنهم در فضای غیر دموکراتیک داخل ایران
 از این جالب تر اینست که بنا بر قانون همه چیزمان باید به هم بخوره ، این اخلاقها نیز در بین اپوزوسیون خارج از ایران و بنابر شوخی زمانه ، اپوزوسیون مخالف جمهوری اسلامی تمام و کمال به مانند داخل انجام می پذیرد .
یعنی به عبارتی زشتی در برابر زشتی .
 اگر در داخل ایران باتوجه به وجود رژیم اسلامی و سرکوب شدید آزادی بیان و اندیشه و آزادی پس از بیان ، نمی توان سخنی مخالف بر زبان آورد و حتی انتقاد جزئی کرد ، در خارج از ایران نیز تقریبا همان شرایط حاکم شده است و آنهم در بین اپوزوسیون به ظاهر آزادی خواه و دموکرات .
 در جمهوری اسلامی پس از نقد سرکوب توسط نیروهای فیزیکی و تریبون های در دست نظام صورت می گیرد و در خارج این سرکوب توسط دوستان آزادی خواه و دموکرات و از طریق شبکه های اجتماعی .
در جمهوری اسلامی مخالف مساوی است با ملحد ، وابسطه به کفار ، غرب و دشمن و در نهایت محارب و در خارج از ایران مخالف و منتقد مساوی است با همکار رژیم اسلامی و جیره خوار نظام بودن .
در هر دو مکان اگر با ایشان نباشی ، عنصری  فریب خورده و بدون بصیرت و منفور همان جامعه میباشیدر هر دو جامعه درون و برون مصالحی است که اجازه پرسش نداری و اندیشه در جایی بلا استفاده است زیرا که بجای تو تصمیم می گیرند و می اندیشند و تو موظف به موافقتی و در غیر اینصورت .....
حال دیدید چقدر همه چیزمان به هم می خورد ؟
 و از بد روزگار با چه سلاحی می خواهیم چه را از پای درآوریم
عادت کرده ایم از خارج برای مردم داخل نسخه بپیچیم ، آنرا خود تصدیق کنیم ، به مخالفان این نظر بتازیم و مردم داخلی که آنرا انجام نداده اند احمق ، نادان و بی عقل بنامیم و همیشه نیز به اندازه هر کس فحش و بد وبیرا گویی در چنته داریم. همانند هم نوعان حاکم بر ایران در داخل.
باز هم تفاهم
کمدی جالبی است زیرا در هر جا هستیم حق با ماست
     https://www.facebook.com/notes/arash-choupani/%DA%A9%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C/530152183714977

با محک خود دیگران را نسنجیم

خیلی عجیب هست  که با همه اینکه ١٠٠ سال است ادعا میکنیم که آزادی خواه ، روشنفکر ، متمدن و واقع بین شده ایم اما هنوز هم که هنوز است تحمل دیدن و شنیدن خیلی از چیز های که مخالف نظر و عقاید ما هست را نداریم . دم از دموکراسی میزنیم و آن کار دیگر میکنیم ، از عوام  فریبی ها  می نالیم اما  عوام فریبی های خودمان را مصلحت مینامیم . دموکراسی را برابر قبول کردن خود توسط دیگران مینامیم و هر کس بر خلاف ما میرود او را مخل دموکراسی و آزادی میشناسانیم . گاهی که چه عرض کنم معمولا حق با ما هست و ما دارای بصیرت هستیم . میتوانیم از هر کسی سوال بپرسیم و همه بایستی در برابر ما شفاف باشند اما جواب سوال دیگران از ما به مصلحت نیست که داده شود . دموکراسی را برابر با آنچه ما و اطرافیان ما میبینند میپنداریم و نه اینکه تک تک افراد  میتوانند نظری جداگانه داشته باشند و همانطور که حق به جانبیم برای احترام به نظراتمان ، یادمان میرود که نظر دیگران نیز مهم و محترم میباشد . در مرام ما دموکراسی یعنی اگر نظری بر خلاف من داشتی پس حق نیستی و منحرف و در اشتباهی . 

تمامی این مشخصات آیا همان مشخصاتی  نیست که در یک فرد دیکتاتور چه در سیستم حکومتی و یا در هر جای حتی دنیای مجازی با آن روبرو میشویم و همه این گونه افراد جالب نیست که خود را دموکرات ترین انسانها میدانند. چرا تصور میکنیم دیکتاتوری تنها میتواند در حکومت ها باشد ؟
آیا غیر از این نیست که در کوچکترین جوامع  که حتی شاید  تعداد  اعضا ان از تعداد انگشتان دست هم تجاوز نکند مصداق کامل تئوکراسی  و دیکتاتوری است ؟ چرا به این مقدار خود و افکار خود و در نتیجه اعمال  خود را بزرگ میبینیم ؟ آیا این به معنی این نیست که دیگران را بدون درک و شعور میپنداریم ؟ چرا اجازه پرسش گری را میگیریم کما اینکه تنها مسیر روشنگری و نجات ، پرسشگریست .
آیا به همان مقدار که از دیگران انتظار داریم به عقاید ما ، احترام گذارند به عقاید آنها احترام میگذریم ؟ آیا سنجش درست و اشتباه بودن عقاید دیگران همان نظرات خودمان نیست ؟ با محک خود دیگران را نسنجیم . همه حق زندگی و اظهار نظراتشان را دارند ، هرچند به زائقیه ما خوش نباشد .
یادمان نرود که
بنی آدم اعضاء یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند  

عوامل خشک شدن دریاچه ارومیه در یک نگاه

  عدم مدیریت صحیح در نحوه آبخیز داری-1

ساخت صد های غیر کارشناسی منوط به  سیستم آبخیزداری  وعدم وجود  پیش بینی برای برنامه بارش سالانه و برداشت بی رویه و بدون برنامه از مخازن آب پشت صد ها به صورتیکه برای تجمع دوباره همان مقدار آب برداشتی  زمانی بسیار طولانی مورد نیاز است . برداشت بیرویه کشاورزان از منابع زیر زمینی و عدم نظرات صحیح -2

چاه های موجود از گذشته بدون در نظر گرفتن اینکه  خروجی مقدار آب کنترل شده باشد و تنها با دریافت هزینه های برق و یا هزینه های رایج معمول بدون اینکه برنامه ای برای مقدار آب خروجی ( دبی ) و یا زمان برداشت آب برای هر چاه موجود باشد. حفر چاه های عمیق بدون مجوز و یا گاهی با مجوز اما بدون صلاحیت کارشناسی -3

وجود شرکت هایی که بدون داشتن مجوز اقدام به حفر چاه برای هر کسی میکنند و تنها با پرداخت مبلغی به عنوان هزینه حفر چاه و مبلغی اضافی در صورت نبود مجوز برای مشتریان خود سرویس های لازم را ارایه میدهند  .  نبود نظارت بر این شرکت ها و یا حتی گاهی همکاری سازمانهای متبوع با چنین شرکتهایی در ازاء دریافت مبلغی  موجب رونق گرفتن این روند غیر قانونی و غیر کارشناسی برداشت آب از منابع زیر زمینی و مشترک با منابع تغذیه زیر زمینی دریاچه میکنند. آبیاری نادرست و سنتی و هدر رفت بالای ٧٠ درصد آب ورودی به مزارع به صورت روان آب-4

یکی از بزرگترین دلیل برداشت آب زیاد در واقع عدم ناکافی بودن آب برای آبیاری زمینها میباشد که مهمترین علت ان سیستم آبیاری سنتی و هدر رفت فراوان آب میباشد . به بیان دیگر آبیاری سنتی موجب میشود که آب مورد برداشت برای آبیاری زمینها کافی نباشد چرا که به روش سنتی آبیاری میشوند و این موجب برداشت مستمر و بدون وقفه از منابع زیر زمینی میشود . میدانیم که در آبیاری سنتی ٧٠ درصد آب ورودی به زمین هدر می رود و دولت با وعده هایی که به کشاورزان درمورد کمک های تسهیلاتی و کارشناسی برای اجرای سیستم های آبیاری تحت فشار و مدرنی که داده بود معمولا با موانعی از منابع تسهیلات و یا بی توجهی و عدم احساس مسولیت از طرف سازمانهای متولی روبرو میشود. ، اما کم شدن نزولات به دلیلی از جمله کم شدن سطح جنگلها و در نتیجه افزایش میانگین دما در منطقه و به سمت کویری شدن را نیز میتوان از بی تدبیریه دولت و سیستم ناظر به حساب آورد . نگاهی به آمارهای بارندگی جهانی نشان میدهد که این کم شدن فقط در کشور ما اتفاق افتاده است و در بقیه نقاط به صورت منظم ادامه دارد
 

آیا شما هنوز بت پرست هستید

پیروان ادیان ابراهیمی اعم از کلیمی ، مسلمان و یا مسیحی سالهاست که به باور خودشان چیزی یا شیی را پرستیدن را کنار گذشته اند و با ایمان آوردن به ادیان نامبرده خدا پرست و یکتا پرست شده اند، در واقع این یکتاپرستی سنبلی است از پرستیدن چیزی غیره مادی و غیره قابل رویت و به نوعی  اشاره است به اینکه پرستیدن کسی یا چیزی که در میان ما حضورش قابل ملموس است منتهی به خود کامگی و دیکتاتوری شخصیت پرستیده شده میشود . به عبارت دیگر وجود داشتن فیزیکی این شخص منجر به تولید رفتارهای چاپلوسانه در جهت محبوب کردن افراد نزد ان شخص شده و رقابتی نا  سالم برای مقبول واقع شدن در درگاه بت شان ایجاد میشود . این رقابت گاهی به جای میرسد که افراد خود را ملزم به انجام کارهایی فرا اخلاقی و فرا انسانی میکنند و در این میان هرچه از هدف دورتر و دورتر میشوند . 

در جوامع امروزی چنین بت پرستی هایی به صورت رفتار های مدرن ارتجائی نیز قابل رویت هستند . از شخص پرستان در عرصه  ورزشی و تیمی گرفته تا ریس جمهور ، رهبر و یا سلطان پرستان . به باور این جمیعت تنها عامل سرفرازی و سربلندی شان این بت های مدرن میباشند و همیشه به مانند خدایانی آنهارا  مورد احترام و پرستش قرار میدهند به طوری که کلام این افراد کتابشان و تصمیم این خدایان تصمیمشان میباشد . در کنار آنها عکس میگیرند و تصویری از آنها همیشه در اطرافشان . قدرت تفکرشان را از دست داده اند و به بیانی عامیانه چشم و گوش بسته مرید گشته اند .
این نوع رفتارها  در قرن بیست و یکم و با توجه به همه پیشرفت های بشری که تنها با بکار گیری از قدرت تعقل اتفاق افتاده است این سوال را به وجود موارد که آیا این ستایش و پرستش در جهت تعالی فکری بشریت میباشد و یا سرنگونی اندیشه .
https://www.facebook.com/notes/arash-choupani/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF/502458946484301