چهارشنبه، مرداد ۳۰، ۱۳۹۲

من که نمی فهمم چه خبر است ؟

بتازگی از سازمان CIA هی سند داره بیرون درز میکنه که مثلا ما باعث کودتای ٢٨ مرداد بودیم و یا امروز که اسنادی در آمده که در جنگ ایران و عراق کلا کمک اطلاعاتی و نظامی به عراق شده و جالب اینکه در همون اسناد کمک هایی هم به مقدار کم و در همان جنگ به ایران شده است .
حالا کاری نداریم به صحت این اسناد کما اینکه فرض را بر این می گذاریم که چنین اسنادی که به این  صورت و از خبرگزاری های صاحب نامی منتشر میشوند به یقین درست می باشند . من که نفهمیدم این آقای آمریکا چی می خواد و کلا کدوم وریه .
عجیب اینه که اولین منابع اطلاعاتی و خبری که این اسناد رو بیرون می دهند منابع انگلیسی مانند بی بی سی هستند .
تنها چیزی که به ذهن دائی جان ناپلئونی من میرسه اینه که بعد از افشا شدن اینکه آمریکا از اتحادیه اروپا و انگلیس جاسوسی اطلاعاتی میکرده این یک پاسخ به آمریکا از طرف سرویس های اطلاعاتی انگلیس هست که تواضن را به نفغ خودشان برگرداند . مخصوصا که با آچمز شدن آمریکا در جریان مصر توسط مهره عربستان سعودی واقمارش که به احتمال بسیار زیاد با سفری که وزیر امور خارجه عربستان به اتحادیه اروپا و کشور فرانسه داشته هماهنگی های لازم انجام شده ، پیام هایی برای آمریکا میتواند داشته باشد .
مسکو هم به صراحت به ادوارد اسنودن با تمامی مخالفت شخص اوباما پناهندگی اعطا کرد و شخص پوتین با علم به اینکه این عمل می تواند روابط این دو کشور را به چالش بکشد وحتی سرد کند بدون هیچ ابعایی به این خواسته اسنودن تن داد .
از آنجا که پس از به روی کار امدن حسن روحانی در ایران هم آمریکا و هم اتحادیه اروپا چراغ سبز هایی به ایشان نشان داده اند آیا این یک پیش بینی حادثه و رقابت بر روی همکاری یا امتیاز گیری از ایران نیست ؟

به نظرم به زودی اتفاقات عجیب و بزرگی بایستی روی دهد .

یکشنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۹۲

ژن های اجتماعی


در طبيعت رفتارهاي خاصي وجود دارد که گونه هاي جانوري در شرايط خاصي از خود بروز مي دهند . اين رفتارها معمولا در واکنش و يا تاثير عوامل محيطي و گاهي در اثر متبلور شدن يک ژن خاموش که آن نيز در بازخورد عوامل محيطي به وضعيت فعال مي رسد ، بوجود مي آيند و تاثيرات عمده و مهمي در موقيعت و آينده آن گونه مي گذارد . اين تاثيرات گاهي بشدتي است که موجب ادامه بقا و يا انقراض گونه اي را رقم ميزند .
مثال هاي فراواني مي توان براي اين گونه رفتار ها نام برد . در حيوانات اين رفتار ها در زمان توليد مثل و يا براي پرندگان در زمان مهاجرت و حتي براي حشرات نيز اين رفتارها قابل مشاهده است مانند هجوم ملخها .
در انسانها نيز همين واکنشها از دوران کودکي و در جواني و بزرگ سالي در محيط هاي تحصيلي  و يا ورزشي و حتي در پروسه هاي سياسي بتناوب ديده ميشود . در علم رفتار شناسي اجتماعي اين رفتار ها معمولا در اجتماع ها و در وجود تشکل هايي هدفمند و گاهي في البداهه بدين شکل تعريف مي شوند که کلونها و بوجود آمدن تجمع باعث فعال شدن ژنهايي در گونه هاي زيستي مي شود که در حالت انفرادي غير فعال هستند و تنها دليل فعال شدن آنها بوجود ادن کلون ها مي باشد .
در تاريخ بشري اين رفتار ها در سياست هاي کلان کشور هاي بيشماري تاثيرات شگرفي داشته است اعم از انقلابها و حرکتهاي مردمي ، شورشها و قيام هايي که در تاريخ چند هزار ساله بشر نوشته شده است . در اين ميان روند سوار شدن بر اين خاصيت و رفتار بالقوه بشري و استفاده کردن آنها در اهداف گوناگون و بالفعل کردن آن بسيار جاي تحقيق و  استفاده دولت مردان بيشاري بوده است که در کشور ها و مناطق سياسي و جغرافيايي مختلف ، متفاوت و داراي آثاري مي باشد که در اين متن بيشتر به آن مي پردازيم .
مهمترين اتفاق در هر کشوري که شرايط دموکراسي و انتخابات در ان مهياست همانا شرکت مردم در انتخابات و چالش اصلي دولت مردان اينست که آنها را چگونه به پاي صندوق ها بکشانند و در نهايت کسب راي از ايشان بنمايند . در کشوري مانند اتريش ويا ايران اين شرايط از نظر تاکتيکي کاملا متفاوت است و تنها ار همان حس و حرکت مردم و قليان احساساتي اجتماع مردم استفاده مي کنند . اين روشها را جدا گانه در هر دو کشور به مقايسه مي گذاريم .
فاز اول – قبل از انتخابات ايران
به دليل فضاي خاص موجود در ايران و نوع و نگرش حکومت در اين زمان معمولا مساعد ترين زمان براي ايراد نطق هاي آتشين و مقداري گذار از خط قرمز ها و وعده وعيد هاست . فضا مقداري باز تر شده و با ايجاد يک نوع از آزادي نسبي و کاذب شاديو هيجان در محيط انتخاباتي تزريق مي شود و بقيه واکنشها بصورت زنجيره اي از اين لحظه آغاز ميشود .
هيجان موجود با افزايش جمعيت درگير در انتخابات افزايش يافته و هر چاشني ديگري اعم از سخنان و يا اتفاقات بصورت تصاعدي اين روند هيجاني جامعه را افزايش ميدهد و از اينجاست که نظريه کلون وارد عمل شده و جامعه وارد فاز دوم ميشود .
فاز دوم – انتخابات
هم اکنون مردم وارد فازي شده اند که بدون دليل و حتي گاهي بدون فکر از کسي طبعيت مي کنند و تمامي رفتار هاي ايشان بصورت افراطي و احساسي بوده و  به دليل ايجاد فضاي کاذب آزاد اين روند تا لحظه انتخابات سير صعودي داشته و بسياري از بدعت ها و يا مشکلات جامعه پس از انتخابات نيز در اين فاز شکل ميگيرد .

فاز سوم – انتخابات و پس از آن
پس از انجام انتخابات و مقداري پس از دور شدن از فضاي هيجان ، هيجان توليد شده در افراد به صفر مي رسد و گويي همانند عمل توليد مثل پس از انجام عمل آميزش تمامي واکنشها قطع شده و فضاي آرامش جداي از نتايج و حتي بي اهميت به آن تبديل به فضاي مرده قبل از شروع انتخابات بر مي گردد .
درکشورهاي جهان سومي همانند ايران در واقع انتخابات و زمان آن ابزاري است براي انجام محدود نقدهاي نسبتا آزادانه از سوي مردم و يا رقبا و ابزاري است براي موج سواري و استفاده از رفتارهاي هيجاني جوامع براي حکومت . معمولا قولهاي داده شده مختص زمان انتخابات و جمع کردن راي ميباشد و بعد از انتخابات به فراموشي سپرده ميشود .

همين روند اما کاملا با وضعيت آگاهانه در جوامعي مترقي به مانند اتريش اتفاق مي افتد . بنا به وجود آزادي هاي سياسي و اجتماعي در بطن جامعه ، هيجانهاي مربوطه در طي زمان و بصورت کاملاعادي در بازه زماني گسترده تري تخليه شده و تنها در زمان انتخابات و با تبليغات برنامه هاي آينده احزاب يا افراد مردم براي دادن راي و البته مشارکت اجتماعي در جامعه وارد عمل ميشوند .
در اين نوع مشارکت که بدون دخالت احساسات و هيجان ها بوده و تصميم گيري کاملا منطقي و عاقلانه ميباشد ، جامعه روند رو به رشد نرمال خود را ادامه داده در جامعه اي کاملا باز و پس از انتخابات مردم منتظر واکنش حزب و يا افراد منتخب در قبال برنامه هايشان بوده و آنهارا رصد مي کنند و در صورت انجام نشدن آنها ، به يقين  واکنشهاي دموکراتيک و قانوني خود را نشان ميدهند .





یکشنبه، مهر ۱۶، ۱۳۹۱

خوش خیالی جمهوری اسلامی و حیله غرب


خوش خیالی جمهوری اسلامی و حیله غرب 
تجربه نشان داده است که برای غرب مهمترین چیز در روابط خود با کشور هایی از قبیل ایران و کره شمالی ، افغانستان یا عراق و حتی سوریه منافع ایشان میباشد و پشیزی برای جان انسانها یا حقوق بشر و یا چنین مسایلی نمیپردازند کما اینکه زمانهایی نیز برای پر کردن صحنه دفاع از حقوق بشر و چنین مناسبتی ، به صورت کاملا صوری چنین اقدام های نیز انجام میدهند، برای مثال حرکت نمادین کشور کانادا در تعطیلی سفارت خود در ایران ، یکی از این گونه حرکات میباشد . به قولی هرجا منافع هست ، مرگ بر حقوق بشر. اما در این میان تنها چیزی که از نظر ها کمی به دور مانده و این مساله که در میان سران دو کشور ایران و اسراییل جنگ لفظی برای ایجاد جنگ واقعی چندین سال میباشد که تنها به صورت حرف و تهدید تبادل میشود و به راستی آیا در این چند سال ثمری جز ایجاد تنش برای منطقه و ایجاد بازاری برای فروش سلاح در منطقه برای غرب بوجود آورده است یا چیز دیگریست ؟ 
جمهوری اسلامی در طی این چند سال به تولید سلاح های معمول و نچندان پیشرفته پرداخته و غرب نیز با فروش  سلاح هایی مشابه و گاهی پیشرفته به منطقه توانسته مقداری از هزینه بحران اقتصادی موجودش را بکاهد . اما آیا در صورت دست یابی نظام جمهوری اسلامی به بمب اتمی و یا حتی نزدیک شدن به دسترسی به ان چه پیامد ها و چه عکس العمل های از طرف غرب به همراه خواهد داشت . 
با نگاهی به رویکرد نظام از ۳۳ سال گذشته به انرژی هسته ای و تغیر ۱۸۰ درجه ای شعار های نظام از لحظه آغازش تا بدین لحظه به مقوله انرژی هسته ای ، که از حرام اعلام کردن ان در بدو انقلاب تا رساندن ان به دین روز که جز خطوط قرمز نظام شده ، این اندیشه را القا میکند که نظام در مسیری قرار گرفته که غرب با هوشیاری کامل و برای رسیدن به اهداف بلند مدت خود آنرا برای نظام تعبیه کرده و جمهوری اسلامی ، خواسته یا نا خواسته در اجرای ان کشور را به چنین باتلاق رسانده است . 
اینک برای حل این بحران پس از چنیدن سال رایزنی و عدم توافق که همانا این عدم توافق خواسته غرب نیز میباشد برای کشاندن ایران به جنگی و مجددا تامین منافع خود از طریق تنها کشور باقی مانده در منطقه که لشکر کشی در ان صورت نگرفته ، افکار جدید و بسیار خطرناک تری را در سر میپروراند . تجربه ناکامی در  جنگ افغانستان ، و عراق که موجب ضرر های فراوانی شد برای غرب و تجربه لیبی که ان نیز نشان داد نمونه جالبی برای گسترش امپراتوری با ثباتی قابل اعتماد نمیباشد ، آزمایشگاه سوریه را به نمونه ای قابل قبول و مطمئن برای غرب ایجاد کرد که با مطالعه ان و رفع ایراد های استراتژیکی خودشان ، حال نمونه جدیدی و به مراتب مطمئن تری را برای ایران آماده کرده اند . 
غرب میداند که حمله مستقیم به ایران هزینه بسیاری بر دوش آنها خواهد نهاد و به احتمال بسیار قوی به اهداف تعیین شده شان  نیز به درصد کم نائل خواهند شد و علاوه بر اینها منطقه را به یک جنگ بزرگتر و شاید حتی جهانی سوق دهد ، مظف بر این مسائل ، بحرانی که در انتقال انرژی از خلیج فارس ایجاد میشود میتواند اقتصاد نیمه بیمار غرب را فلج کند و جمهوری اسلامی نیز کاملا بر این امر واقف است و تمامی شاخ و شانه کشی های نظامی و لفظی خود را بر این اصل بنا نهاده است  ، غافل از اینکه غرب نیز برای دور زدن چنین مشکلاتی و همچنین ختم کردن غائله جمهوری اسلامی و چه بسا فراتر ، انحلال کشور  بنام ایران به بازی جدیدی در منطقه دست زده است . ایجاد آشوب های قومی و شهری ، همانند  سوریه اما با کمی محاسبات دقیق تر میتواند در کشور ایران و از اصل سیاستهای چند ساله اخیر خود برداشت کند ، از قبیل : 
ایجاد تفرقه در بین شیعه و سنی
ایجاد اختلاف بن اقوام های ایرانی و پر رنگ کردن آنها بماند کرد زبان ها و آذری زبان ها و یا عرب زبان ها به عنوان دستاویز 
مسلح کردن غیر مستقیم آنها و کشاندن آنها به جنگی داخلی 
خارج کردن گروه های از قبیل مجاهدین خلق از لیست تروریستی خود که برای اهداف بزرگ تری این حرکت را انجام میدهند 
مشغول کردن دولت ایران به جنگ لفظی با اسراییل و ایجاد تحریم ها برای بستر سازی ایجاد بحران های اجتمایی و شورش های خود جوش مردمی 
همه این ابزار در جهت کشاندن ایران به یک جنگ داخلی که در ان هیچ صدمه ای به جهان اطراف نمیرسد و غرب از پس این جنگ به اهداف زیر نائل میشود 
مشغول شدن جمهوری اسلامی به مسائل داخلی و دست کشیدن به طور خودکار از فعالیت های هسته ای  و یا به حداقل رساندن آنها 
ایجاد تفرقه در اقوام و در نهایت شوراندن آنها علیه یکدیگر و ایجاد دشمنی های شدید قومی 
تجزیه کشور به دست اقوام داخلی ( در ظاهر به دست مردم ایران ) و نشاندن حکومت های دست نشانده خود در منطقه که علاوه بر ثبات منابع مالی برای غرب ، موجبات ایجاد پایگاه های متنابهی را فراهم خواهد کرد و این تکه تکه شدن تضمینی برای اقامت بلند مدت غرب را بوجود خواهد آورد . 

یکشنبه، مرداد ۲۲، ۱۳۹۱

هارپ سلاح جدید در جنگ‌ آینده؟ برنده کیست ایران یا آمریکا


هارپ سلاح جدید در جنگ‌ آینده؟  برنده کیست ایران یا آمریکا

از هارپ (HAARP) چه می‌دانیم؟ آیا این تکنولوژی مخوف واقعیت دارد؟ دستکاری در آب و هوا تا چه میزان ممکن است؟ آیا هارپ سلاح جدید آمریکا در جنگ‌های غافلگیرانه آتی است؟ برای راز گشایی از این سوالات با گزارش‌های ویژه مشرق همراه شوید.
هارپ جزو سری ترین آزمایشات ارتش امریکا در چند دهه گذشته است بهترین دانشمندان جهان را آمریکا، با اختیار و یا اجبار برای کار بر روی این موضوع به مرکز آزمایشات فوق سری ارتش امریکا آورده است و ایران نیز از مدتها قبل با بررسی و دریافت اطلاعات فوق محرمانه از آزمایشات و مراکز فوق سری آمریکا بوسیله جاسوسان حرفه ای و دو جانبه و خرید اطلاعات آنها ؛ به اطلاعات غیر قابل باوری دست یافته است که حتی برای اکثر متخصصین علوم مختلف غیرقابل باور و خیال پردازی می نماید. یکی از پروژه های لو رفته آمریکا، پروژه فوق سری هارپ است که از مدتها قبل دانشمندان سپاه پاسداران ایران بشدت پی گیر آن بوده و با دریافت اطلاعاتی از هارپ؛ شروع بهآزمایشات گسترده در مرکز فوق سری ایران بر روی آن نموده اند که در حال کاربردی نمود آن برای مسایل مختلف نظامی و قدرت طلبی و توسعه طلبی ایران است. ایران آغاز گر جنگی غیر محسوس با آمریکا شده که اروپایی ها و متحدانش هم از آن بی خبرند و فقط کافی حوداث و اتفاقات به نظر طبیعی جهان را در مدت اخیر و آینده و مناطقی که این حوداث رخ داده و میزان خسارات آن به آمریکا را بررسی کنید این جنگ عالم گیر به شکل هیچ جنگی که تاکنون دیده یا شنیده اید نیست. نیروهای نظامی وهواپیماها و کشتی ها و زیردریاها و انواع سلاحهای متعارف و غیر متعارف شناخته شده در آن ارزشی ندارد. شما با آشنایی با هارپ می توانید خود قضاوت کنید شما اگر به فروش و قراردادهای نظامی آمریکا با کشورهای مختلف نگاهی بیندازید خواهید دید که آمریکا پیشرفته ترین سلاحهای فوق محرمانه خود را براحتی در اختیار آنها قرار می دهد و ملاحظاتی که قبلا در فروش سلاحهای محرمانه و هواپیماها و کشتی ها و زیر دریایی ها فوق پیشرفته به کشورهای مختلف بخصوص عربی و کمونیستی داشت را کامل کنار گذاشته و بی پرده بفروش هر سلاحی اقدام می کند و این جای سوال است اما نکته اینجاست که آمریکا می داند که این سلاحها در برابر سلاحهای وحشتناکی چون هارپ ها هیچ ارزشی ندارند و از این رو ایران نیز با تاسیس مرکز فوق سری خود از مدتها پیش جای پای آمریکا گذاشته و در این راه بسیار فرا تر از امریکا به نتایجی رسیده که بدون شک می توان ایران و سپاه پاسداران ایران را ابرقدرت مطلق آینده جهان دانست. سلاحهای در دست سپاه پاسداران ایران است چنان وحشت آفرین و غیرقابل باور است که سران و دولتمردان آمریکایی و متحدان انها و روسیه و چین که فقط برخی از مانورهای فوق سری ایران را مشاهده نموده یا برخی اطلاعات فوق سری لو رفته را در اختیار دارند فقط در تمام سخنان خود جنگ با ایران را زلزله برای تمام کره زمین و پایان جهان و وحشتناک می دانند و مدام از جنگ با ایران همه را برحذر می دارند کافی به سخنان چند سال پیش سران و دولتمردان آمریکا و اروپا و سخنان امروز آنها بزنید آیا بحران اقتصادی یک بهانه بیش نیست؟ ایران جنگ دیگری را از چندی پیش با اسراییل شروع کرده و اسراییل این جنگ را احساس نموده لیکن در مقابله با ارتش سری و نامرئی ایران هیچ سلاحی ندارند و دانسته اند که موجودیت اسراییل با خسارات زیادی که تاکنون این جنگ برای اسراییل داشته دوام چندانی ندارد و قریب وقوع سقوطاسراییل حتمی است و بدلیل اینکه سپاه پاسداران ایران از نیروی نظامی و تجهیزات محسوس برای جنگ با اسراییل بکار نبرده هیچیکس نمی توند ایران را متهم به جنگ افروزی بکند و این در حالی است ایران در حال نبرد ویرانگر با اسراییل است . اسراییل تمام تلاشش کم کردن درآمدهای ایران برای متوقف کردن جنگ نامرئی است که در آن گرفتار شده و در حال از بین بردن موجودیت آن است. و متوقف کردن انرژی هسته ای بهانه ای بیش نیست. و آمریکا و اسراییل نمی داند به کجا حمله کند یا با چه رو در رو هستند.

هارپ سلاح جدید در جنگ‌ آینده؟ +تصاویر برنده کیست ایران یا آمریکا؟
از هارپ (HAARP) چه می‌دانیم؟ آیا این تکنولوژی مخوف واقعیت دارد؟ دستکاری در آب و هوا تا چه میزان ممکن است؟ آیا هارپ سلاح جدید آمریکا در جنگ‌های غافلگیرانه آتی است؟ برای راز گشایی از این سوالات با گزارش‌های ویژه مشرق همراه شوید.... برای مطالعه این موضوع به ادامه مطلب مراجعه نمایید
به گزارش «رهوا» از مشرق، انستیتو تحقیقات استراتژیک کالج جنگ ارتش آمریکا دارای نشریه‌ای داخلی با نام «انقلاب در امور نظامی» است. به عنوان مقدمه‌ای بر این گزارش بخشی از یکی از مقالات این نشریه بسنده خواهد بود:

«چیزهایی که برای ما اهمیت دارند به مرور زمان تغییر می‌کنند و تکنولوژی با پیشرفت خود به افق‌های جدیدی می‌رسد. در زمان جنگ سرد، تسلیحات و پروژه‌های روانی، مراحل ابتدایی خود را می‌گذراندند. اما در زمان کنونی که علوم الکترونیک و بیوالکترونیک را در دسترس داریم، لازم خواهد بود در قراردادهای اخلاقی و حد و حدود ذهنی خود که از به کارگیری تکنولوژی‌های به بازی گیرنده روح و روان دشمن ممانعت می‌کند؛ تجدید نظر کنیم.

در صورت فراهم شدن این بازنگری، شرکت‌های خصوصی و نیمه خصوصی را تشویق خواهیم کرد که به بهره‌ برداری و توسعه تکنولوژی‌های متناسب با این اهداف بپردازند. در نتیجه خواهیم توانست با به کارگیری انواع تسلیحات جدید مانند میکروبی، روانی و سایر تکنولوژی‌های پیشرفته وارد عمل شده و به اهداف خود برسیم

هارپ سلاحی برای بی ثبات کردن کشورها
«هارپ» به صورت یک فرستنده امواج الکترومغناطیسی عمل می‌کند که هدف آن تاثیرگذاری بر آسمان و الکترون‌های آزاد لایه یونوسفر است. این سیستم، الکترون‌های این لایه را در ارتفاع تقریبا 275 کیلومتری به جنبش وامی‌دارد. در حالت عادی این لایه دارای دمایی معادل 1400 درجه سانتیگراد است که در اثر این تحریک انرژی فراوانی در آن به وجود آمده و در نتیجه دما تا 20درصد افزایش می‌یابد و این ناحیه به حالت انبساطی در می‌آید.

تاثیر گذاری بر آسمان و الکترون‌های آزاد لایه یونوسفر

«زبیگنیو برژینسکی»، مشاور «جیمی کارتر» رئیس جمهوری سابق آمریکا و مشاور کنونی «اوباما» معتقد است که «هارپ» سلاحی برای بی‌ثبات کردن کشورهایی است که با واشنگتن اتحاد و همسویی ندارند. به گفته او «با استفاده از تکنولوژی‌های جدید و روش‌هایی که این تکنولوژی‌ها در اختیار کشورهای بزرگ قرار می‌دهند؛ این کشورها می‌توانند حتی بدون آنکه نیروهای امنیتی خود را در جریان قرار دهند جنگ‌هایی سریع و غافلگیرکننده به راه بیندازند.»
برژینسکی اضافه می‌کند: «اکنون تکنولوژی‌هایی در اختیار ماست که به کمک آنها می‌توانیم تغییراتی در آب وهوا ایجاد کرده و شرایطی مانند خشکسالی و طوفان به وجود آوریم که این امر می‌تواند توانایی‌های دشمنان احتمالی ما را تضعیف کرده و آنها را به پذیرش شرایط ما مجبور کند.»

ممنوعیت تحقیقات نظامی در فضا

بر اساس مصوبات سازمان ملل متحد استفاده از تسلیحات الکترو مغناطیسی و نیز استفاده از فضا برای انجام هرگونه تحقیقات و عملیات نظامی ممنوع می‌باشد، اما دولت‌های خودکامه ای مانند دولت آمریکا همانگونه که بسیاری قطعنامه‌های دیگر سازمان ملل و شورای امنیت را نقض می‌کنند؛ در این زمینه نیز تعهدی نداشته و در نهان فعالیت‌های گسترده ای انجام می‌دهند. هارپ را می‌توان یکی از ده‌ها پروژه مخفی و مخرب دانست که از طرف سیاستمداران آمریکایی حمایت شده و روز به روز به گسترش فعالیت‌ها و نیز توان تخریبی آن افزوده می‌شود.

حفره معروف به حفره هارپ که گاهی در آسمان نقاط مختلف دیده می‌شود.

شدت حوادث کنونی با طبیعت ناهمخوان است
بشر در طول هزاران سال با حوادث و بلایای طبیعی بسیاری دست به گریبان بوده است و همواره این حوادث را جزئی طبیعی از رندگی خود بر روی کره زمین دانسته است. اما در دهه‌های اخیر اتفاقاتی روی داده که با حافظه تاریخی او در مورد طبیعی بودن این حوادث ناسازگار است. بدون شک، فجایع طبیعی در هر دورانی همراه با خساراتی بوده است. اما، آنچه که امروز اتفاق می‌افتد نسبت به گذشته شدت بی سابقه ای دارد.

این درحالی است که بی نظمی‌های بزرگ جوی و حوادثی مانند سیل، توفان، زلزله و فعالیت‌های آتشفشانی همگی عموماً به تأثیرات گازهای گلخانه ای ربط داده می‌شود. ذوب شدن یخ‌های قطبی و دوره‌های گرمایی و سرمایی کاملا بی سابقه و شدید در نقاط مختلف زمین نیز به پدیده گرم شدن کره زمین احاله می‌گردد. اما به اعتقاد برخی از متخصصین و حتی سیاستمداران ردپای تکنولوژی‌های پیشرفته در تولید و هدایت این حوادث با اهداف سیاسی و استعماری کاملا معلوم بوده و نشانه‌های فراوانی از دخالت‌های بشری در آن دیده می‌شود.

اتفاقات عجیب
اتفاقات عجیب فراوانی در سال‌های اخیر روی داده است که به باور دانشمندان غیر از دخالت یک عامل الکترومغناطیسی هدایت شونده چیز دیگری نمی‌تواند مسبب آنها باشد. برای مثالخشکسالی‌های بزرگ، آتش فشان‌ها، زلزله‌ها و سونامی‌های ویرانگر سال‌های اخیر، وقوعسیل‌ها و توفان هایی نظیر توفان کاترینا در نیواورلئان و توفان گانو در عمان، مرگ عجیب هزاران ماهی ساردین در سواحل شیلی، سقوط جنازه‌های سوخته کلاغ‌ها از آسمان سوئد، مرگ صدها هزار ماهی در آرکانزاس، بارش جسد هزاران پرنده سیاه بال قرمز مرده در لوئیزانا و کنتاکی، مرگ دسته جمعی میلیون‌ها ماهی در خلیج «چزاپیک» آمریکا، مرگ صدها تن ماهیدر سواحل برزیل و ده‌ها هزار خرچنگ در انگلیس، مرگ ماهی‌ها و دلفین‌های سوخته خلیج فارس، مرگ دسته جمعی نهنگ‌ها در استرالیا هیچ کدام حالت طبیعی نداشته و احتمال می‌رود در اثر آزمایش‌ها و حمله‌هایی در اثر امواج هدایت شونده روی داده باشند.

مرگ دسته جمعی هزاران ماهی در سواحل شیلی

دلفین‌های سوخته خلیج فارس

جنازه‌های سوخته کلاغ‌ها در سوئد

مرگ دسته جمعی دلفین ها

بارش جسد هزاران پرنده سیاه بال قرمز

منشا مشکوک این حوادث
در این میان اما گزارش‌های مفصلی منتشر می‌شود که منشا این اتفاقات را طبیعی ندانسته و در نتیجه دخالت هدفمند سیستم‌ها و تکنولوژی‌های پیشرفته ای مانند «هارپ» می‌دانند. تکنولو‍ژی‌هایی که به استناد گفته‌های برژینسکی، مشاور اوباما، می‌توانند توانایی‌های ملت‌هایی را که آمریکا دشمن خود می‌داند تضعیف کرده و آنها را به پذیرش سیاست‌های توسعه طلبانه آمریکایی مجبور کند.

نیروی تزریقی به یونوسفر توسط هارپ، نوسانات موجی فراوانی در این لایه ایجاد می‌کند به طوریکه امواجی با طول موج‌های خاص و فرکانس‌های پایین که بازه‌ای از 40 هرتز تا یک هزارم هرتز را شامل می‌شود؛ به وجود می‌آیند. این فرکانس‌های پایین دارای برد عمیقی تا هزاران کیلومتر بوده و قادرند بر روی زمین به اهداف وسیعی از بدن انسان گرفته تا اعماق دریاها نفوذ کنند.

این پروژه تا کنون مورد توجه افراد فراوانی بوده و اقدامات افشاگرانه‌ی نیز انجام شده است. از جمله می‌توان به دکتر «نیک بگیش» یکی از دو مولف کتاب «فرشتگان این هارپ را نمی‌نوازند» اشاره کرد که در 1997 طی مقاله ای در روزنامه واشنگتن پست اشاره می‌کند که 40 درصد بودجه تجهیزات نیروی هوایی آمریکا مربوط به پروژه‌های مخفی است. این نویسنده مدعی شد که این پروژه‌ها تا جایی امنیتی هستند که حتی کنگره آمریکا نیز از ابعاد و زوایای کامل آن بی خبر است. در این کتاب به زوایای پنهان هارپ به عنوان یک اسلحه پرداخته شده است.


دکتر بگیش هارپ را یک سلاح معرفی می‌کند

نگرانی‌های بین المللی
در این میان هارپ نگرانی برخی از سیاست‌ مداران و کارشناسان تسلیحاتی کشورهای دیگر را نیز باعث شده است. برای مثال نمایندگان پارلمان اروپا در این مورد تحقیقاتی را آغاز کرده‌ و یک کارشناس انرژی به نام «گراتان هیلی» را برای مشاورت در این مورد به کار گرفته‌اند. هیلی هم اکنون درحال جمع آوری اسناد و مدارکی است تا به کمک آنها بتواند راهی برای افشا و درنتیجه خاتمه دادن به این طرح پیدا کند. «مگوا هالووت» که رئیس گروه سبزهای پارلمان اروپاست، مسئولیت پیگیری این پرونده را به عهده دارد. او در حال پیگیری درخواست سبزها برای وادار ساختن پارلمان اروپا به اعمال فشار بر ناتو است تا از دولت آمریکا در مورد هارپ توضیح بخواهد. به نظر هالووت این نوع تسلیحات علاوه بر پیامدهای خطرناک زیست محیطی، آزادی‌های فردی و دموکراسی را نیز به خطر می‌اندازد.

هارپ یک سلاح است
از نظر تاریخی «هارپ» پروژه ای است که در ۱۹۹۳ در ظاهر جهت بررسی و پژوهش درباره لایه یونوسفر جو زمین با استفاده از امواج رادیویی شروع به کار کرد. اما تاریخ شروع تحقیقات بر روی امواج برای بررسی امکان استفاده از آنها به عنوان سلاح‌های مرگبار به دهه‌های قبل برمی‌گردد.

به بیانی می‌توان گفت که سیستم هارپ، نتیجه تلاش‌ها و پژوهش‌های حداقل پنجاه ساله ارتش آمریکاست که کارکرد آن تنها محدود به بررسی و پژوهش درباره لایه یونوسفر نبوده و قادر است برای شناسایی پایگاه‌های مخفی اعماق زمین را جستجو کند، تمامی ارتباطات رادیویی و موجی را متوقف سازد، بر رفتارها و حالت روانی انسان‌ها تأثیر بگذارد، جریانات جوی را تغییر دهد، با متمرکز ساختن امواج بر روی اهداف هوایی مانند هواپیماها و دسته‌های بزرگ پرندگان آن‌ها در آسمان بسوزاند و برشته کند، لرزش‌های شدیدی در لایه‌های مختلف کره زمین ایجاد کرده و زلزله تولید کند و یا انفجارهایی به قدرت بمب‌های هسته‌ای ایجاد کند.

امواج هارپ بر حالت روانی افراد تاثیر منفی دارد

با این توصیف می‌توان هارپ را یک اسلحه عظیم نوین دانست که هزینه‌های آن به طور مشترک از طرف نیروی هوایی و دریایی ارتش آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه‌های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا تامین می‌شود. در واقع «هارپ» یک سلاح تمام عیار آب و هوایی است که با ارسال یک انرژی عظیم به لایه فوقانی اتمسفر، مولکول‌های تشکیل دهنده آن را به جنبش درآورده و به بازتاب قوی انرژی حاصل از این جنبش وادار می‌کند که این انرژی پس از هدایت شدن توسط سیستم هارپ می‌تواند اختلالات گسترده‌ای مانند خشکسالی، بارش برف و باران، سرمای شدید، سونامی، توفان، زلزله و... در نقطه معینی از کره زمین به وجود آورد.

هارپ شامل ده‌ها برج آنتن آلومنیومی بر روی زمینی به مساحت 23 هزار متر مربع در آلاسکا ‌است که امواج مافوق کوتاه تولید کرده و به یونوسفر می‌فرستند. هریک از این آنتن‌ها به فرستنده ای به قدرت یک میلیون وات متصل است. قدرت نهایی این آنتن‌ها با توسعه بیشتر به یک میلیارد وات افزایش یافت که از 360 آنتن به دست می‌آید. فرستنده‌ها توسط 6 توربین به قدرت هریک 3600 اسب بخار تغذیه می‌شوند و به ازای هر روز 95 تن مازوت مصرف می‌کنند.

آنتن‌های هارپ

احتمال بزرگنمایی هدف دار

اما نگاه دیگری نیز وجود دارد که تمامی گفته‌ها در مورد هارپ را یک بزرگنمایی و پروپاگاندای تبلیغاتی از طرف خود آمریکا می‌داند و معتقد است که نه هارپ و نه هیچ تکنولوژی بشری دیگری حداقل با توجه به محدودیت‌های دانش کنونی نمی‌تواند چنین قدرتی داشته باشد و کارهایی با این وسعت انجام دهد. دیدگاه مذکور این تبلیغات را در راستای ترساندن دیگر ملت‌ها از آمریکا و به انقیاد و انفعال کشیدن آنها دانسته و باوری به کارایی هارپ در ایجاد خشکسالی، زلزله، توفان و دیگر اتفاقاتی که به طور مثال ذکر شد ندارد.

برای مثال دکتر ناصر حافظی مقدس، زمین شناس، مهندس زلزله شناسی و استاد دانشگاه در گفتگو با کیهان درباره پدیده هارپ می‌گوید: «پروژه مطالعاتی هارپ درخصوص مطالعه اصول فیزیکی کنترل کننده یونوسفر است که علاوه بر آمریکا چند کشور دیگر نیز در آن مشارکت دارند. هدف اصلی این پروژه بهبود ارتباطات رادیویی بوده است اگرچه ارتش آمریکا در این پروژه بدنبال کنترل و نظارت بر ارتباطات رادیویی است.»

دکتر حافظی مقدس می‌افزاید: «مطرح شده که آمریکا در ادامه پروژه جنگ ستارگان به دنبال نوعی سلاح الکترومغناطیسی جدید است که با فشرده سازی بخشی از یونسفر و انعکاس آن امواج الکترومغناطیسی با فرکانس بالا که قدرت حرارتی زیاد دارند را به مناطق مورد نظر در سطح کره زمین وارد کند. این مطلب فرضیه‌هایی است که مشخص نیست قابلیت اجرایی داشته باشد. » این مهندس زلزله شناسی به ارتباط هارپ و زلزله اشاره می‌کند و می‌گوید: «منشأ شایعاتی که درخصوص ارتباط زلزله با پروژه هارپ وجود دارد شاید از این طریق می‌باشد که زلزله‌های بزرگ همراه با تغییرات وسیع در اتمسفر بالای منطقه کانونی می‌باشند و اغتشاشاتی را در کره یونسفر ایجاد می‌کنند. تلاش‌هایی جهت استفاده از این پدیده برای پیش بینی زلزله نیز در حال انجام است. اما اینکه با هدایت امواج الکترومغناطیس بتوان در یک منطقه زلزله ایجاد نمود توجیه علمی ندارد.»

دکتر محمدعلی رحمانی نیا، زمین شناس، کارشناس زلزله شناسی و استاد دانشگاه نیز در تحلیل موضوع هارپ می‌گوید: «در وهله اول باید اشاره کنم که «هارپ» پروژه ای است توسط چند کشور جهان از جمله آمریکا، روسیه، ژاپن، کانادا و... دنبال می‌شود و هدف آنها نیز شناخت لایه آیونوسفر و مطالعه آن است و در واقع پروژه هارپ فقط مختص آمریکا یا یک کشور خاصی نیست، از طرفی هم ارتش آمریکا در بخش نیروهای دریایی و هوایی پروژه ای را درباره جنگ ستارگان دنبال می‌کنند و هدفشان این است که بتوانند امواج الکترومغناطیسی را بر روی زمین برگردانند، که اگر بتوانند این کار را انجام دهند خواهند توانست حرارت زیادی را در نقطه ای از زمین ایجاد کنند.»

دکتر رحمانی نیا در ادامه تصریح کرد: «اگر زلزله طبیعی اتفاق بیافتد در لایه یونوسفر اختلالاتی ایجاد می‌شود و از این اختلالات ایجاد شده در واقع می‌توان وقوع برخی زلزله‌ها را پیش بینی کرد، از همین موضوع آمریکاییان بحث هارپ را پیش کشیده‌اند و در واقع با این اقدام می‌خواهند اذهان عمومی مردم جهان را فریب داده و به نفع خود از آن بهره برداری کنند.»
با توجه به سابقه نظام آمریکا در سوءاستفاده‌های گسترده و غیر انسانی از علوم و دانش‌های گوناگون باید گفت که به نظر می‌رسد «هارپ» که به معنای ساز «چنگ» است؛ این بار توسط جانیان آمریکایی در سمفونی به ویرانی کشیدن کره زمین و تهدید زیستن انسان در آن نواخته می‌شود

مرکز فوق سری ایران کجاست.

در مرکز فوق سری ایران چند هزار دانشمند ایرانی در کارهای فوق سری و ناشناخته بر روی مسایلی است که بسیار غیر واقعی می نماید و در دنیای حتی دانشگاهی و علمی جهان نیز غیر ممکن و دور از ذهن و دور از پیشرفت های علم امروز جهان می نماید مرکز فوق سری ایران در چند منطقه مجزا واقع در زیر زمین در ناحیه ای قرار دارد که تا کیلومترها از این مرکز هیچ آبادی وجود ندارد منطقه ای است غیر قابل دسترس که حرفه ها نیز با داشتن وسایل مجهز بسختی می توانند خود را به آن برسانند این غیر قابل دسترس بودن آن دسترسی جاسوسان و عوامل نفوذی و درز اخبار از آن را ناممکن می کند هر جنبده ای در آن محدود رویت شود بسرعت شاسایی و نابود می شود بعلت داشتن پوشش امنیتی خاصی که بر روی محدودی وسیع در اطراف آن قرار داشته شده امکان هر گونه عکسبرداری ماهواره و هوایی و شنودهای سیستم های الکترونی غیر ممکن است و تمامی وسایل و تجهیزاتی که با بردها و ابزار و قطعت الکترونیکی کار می کند در این محدود از کار می افتد و ارتباطات بطور کامل قطع است حکومت ایران از مدتها پیش با بزرگنمایی انرژی اتمی و قدرت اتمی جنگ با اسراییل تمام نگاهها را از این مرکز فوق سری دور نگاه داشته و ایران با تمام امکانات رسانه ای خود اعم روزنامه ها و شبکه های ماهواره ای و سایت های خبری بطور شبانه روزی اخبار مربوط به انرژی اتمی و تحریم ها و اسراییل را بصورت بسیار گسترده در جهان بزرگنمایی و انتشار می دهد تا مردم دنیا و حکومت ها و قدرتهای بزرگ از توجه و تمرکز بر روی این مرکز فوق سری دور کند و در این چند سال که فعالیت این مرکز گستردگی بسیار بیشتری پیدا نموده است این تبلیغات دامنه بسیار گستره تری پیدا نموده است بطوری که مجهزترین و پیشترفته ترین سازمان های جاسوسی جهان چون سیا و موساد و ام ای ایس و غیره هم نتوانسته اند کوچکترین ردی از این مرکز را ردیابی نمایند و تمام تمرکز خود را بر روی مراکز اتمی ایران قرار داده اند یکی دیگر از دلایلی مخفی بودن و درز نکردن اطلاعات از این مرکز فوق سری نوع رفت و آمد دانشمندان به درون این مرکز است بطوری که تصاویر و اسناد نشان می دهد دانشمندان برای ورود بیهوش شده یا بخواب مصنوعی برده می شوند و در این مرکز بهوش می آیند و در برگشت نیز همین را مسیر را طی می کنند که این حرکت موجب می شود هرگز دانشمندان محل و مکان را نتوانند شناسایی کنند به نظر می رسد و علت غیر عادی بودن مسایلی که روی آن کار می شود دانشمندان می ترسند با صحبت کردن در مورد آن مورد تمسخر واقع شوند یا دیوانه محسوب شوند به این دلیل هیچ دانشمندانی جرات ابراز عقیده یا صحبت در مورد آن را ندارد. هیچیک از قسمت ها با هم هیچ ارتباطی ندارد. هیچ دانشمندانی از وجود قسمت دیگری خبر ندارد و مانند شاخه ها انگور می ماند.